السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

153

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

و از سوى غير بدهكار ، ضمان به معناى اخص ناميده مىشود . 3 3 . تعهد و التزام به مال . ضمان به اين معنا ، ضمان به معناى اخص ناميده مىشود ؛ در مقابل معناى دوم كه از آن به ضمان به معناى اعم نام مىبرند . ضمان در اين كاربرد با انشاى تعهدِ فرد برىء الذمة از آنچه ذمّهء مضمون عنه بدان مشغول است ، تحقق مىيابد . 4 برخى گفته‌اند : تعهد و التزام به مال ، ضمان به معناى اخص است ؛ خواه تعهد كننده بدهكار مضمون عنه باشد يا نباشد ؛ با اين تفاوت كه صورت نخست ، هم مصداق حواله خواهد بود و هم ضمان . 5 ضمان به معناى دوم ( ضمان به معناى اعم ) و سوم ( ضمان به معناى اخص ) ضمان عقدى است . هرگاه ضمان ، مطلق به كار رود ، مراد ضمان به معناى اخص مىباشد كه موضوع اين نوشتار است . 6 آيا ضمان عقدى بر خود عقدى كه اثر آن تعهد است اطلاق مىشود يا آنكه ضمان ، خود تعهد است نه عقدى كه سبب آن شود ؟ مسئله مورد بحث است . برخى گفته‌اند : اطلاق ضمان بر عقد ، مجاز و از باب ناميدن سبب تعهد ( عقد ) به نام مسبب ( تعهد ) است . 7 به تعهد كننده ( متعهد ) ضامن و كسى را كه ضمانت كرده ( بدهكار ) مضمون عنه ، كسى كه مضمون عنه را براى او ضمانت كرده ( طلبكار ) مضمون له و به مال تعهد شده ( بدهى يا دين ) مضمون به گويند . 8 از ضمان به معناى نخست در بابهاى مختلف سخن گفته‌اند كه در عناوين مناسب خود ذكر مىشود ؛ ليكن ضمان عقدى بابى مستقل در فقه است كه از احكام آن به تفصيل در اين باب بحث كرده‌اند . برخى عنوان باب را ضمان به معناى اعم قرار داده و ذيل آن از ضمان به معناى اخص و كفالت و حواله سخن گفته‌اند . برخى ديگر ، ضمان به معناى اخص را عنوان باب قرار داده‌اند . حكم تكليفى : شكى در مشروعيت و جواز ضمان در شرع مقدس نيست ؛ 9 ليكن مكروه است . 10